+ نوشته شده در جمعه دوم آبان ۱۳۹۳ ساعت 10:5 توسط لاله
|
کنار پنجره لحظه هارو شمردم تا تو رو ببینم ماه من تو امدی ... !!! ستاره ای به تو چشمک زد ... !!! من فراموشت شدم. ......................................... الهی بگذار ممنون تو باشم چرا که هرگاه دفتر زندگی را برگی میزنم حضور تو چون آب زلال و نامرئی حافظ تمام داشته های من است... ............................................... یه دوست میگه: باران گونه هایم را شست از بس دلم ابری بود حالا رنگین کمان رو صورتم نشسته. ................................................